مهریان خور آسانی
 
 
رمزگشایی اندیشه ایرانی مهری خراسانی
 

اینک سرودی دیگر از کتخ درباره ی خراسان و نام شهری دیگر از آن:

دانید نام کــاشمِــر از چیست مهــــــریان          زآن رو کــه کشت ایزد آن جای کاج مهـــر

خاک خرد که پاک خراسان مهری است           بی مهـــری ی زیاد کشیده است از سپهــر

کشمیر و کاشمر و کــــاج میهر و میــتر          زر مهر و کاج درخت سپس سرو شادمهـر

کـاج مسیح و روز مقدسش روز مهـــــر        ای مهــــریان خاک مهان هست کیش مهــر

کاج درخت و زر مهر و شاد مهر سه آبادی است نرسیده به کاشمِر اکنونی و بازگو کننده ی پیوند مهر و کاج در آن سرزمین است. اینکه واژه ی مهر چگونه مِر می شود بسیار ساده است چرا که همین اکنون مردم بومی آن خاک به زر مهر، زِرمیر گویند و با کوتاه شدن ای ، زر مِر می شود واژه ی مهر در گونه های زیاد دیده شده و میتر و متر نیز همان است همین متِرِ اندازه گیری از نام آن ایزد گرفته شده است چرا که ایزد رسیدگی به کردار ها و اندازه گیری ی درستی آنهاست همچنانکه نام مهر ایرانی در تازی به گونه ی المیزان در آمده است و نماد قسط و دادگری است. مسیحیت در دوران اشکانیان سانسور شده ی مهری پیدا شد و بشدت دارای نمادهای مهری است روز آفتاب که یک شنبه است را گرامی می دارند و کاج را در جشن زادن مسیح می آرایند. هرودوت گوید در ایران روزی که یک مرد بیش از همه ارجمند می شود روز زادنش است و این وصف شاهان و ایران مهری است نه زرتشتی که جشن بزرگشان شب زادن مهر بوده درشب نخست دی ماه که شب مهرداد و یلدای است و نام مهرداد که میلاد نیز خوانده شود از آن است. باید دانست حلقه ی زرین زناشویی که امروزه در همه جا میان کدبانو و کدخدا دادو ستد می شود نیز ازبازمانده های آیین مهری است و نگاره های ایزد مهر که حلقه ی پیمان را به شاهان و پهلوانان می دهد در نگاره های ایرانی نشانگر آن است همچنین وقتی روز زادن هر انیسان فرخنده باشد روز زناشویی که درآمدی بر آن زادنهاست نیز فرخنده و آیینی بوده است، در کیش مهر مردان و زنان آنچه را که از ازدواج می جویند همین زادن کودکان توانا و زیباست و جز این در پی چیزی دیگر نبوده اند که آن دور شدن از راه راستین آفرینشی است و در آموزه های زرتشت آمده است که به خانه ی زنی که فرزند نمی زاید گام مگذار. اخوان ثالث نیز اینگونه است که در قطعه ی دختر به شرط چاقو به پسرش و همه ی پسران گوید:

عقد موقــــــت اول یک سال بعـــد دایـــــم            زایا و خوب اگر بود پایش به روی دیده

یک بچه نقلی ی خوب در او بکار و بردار           وز جان و دل بپـایش چون شوهر فریده

اگرچه امید در همین سرود سخنانی در باره ی پسرعمو نیچه گفته است که از ناشناسی و بد شناسی ی او آب می خورد و نیچه نیز در آرزوی زاده شدن ابر انسان از همین زنان و مردان است و زرتشت او همان مردی مهری آریایی است. مسیح آشکارا با منش آزمند و آذوقه کننده و پست و خسیس یهودی دشمن است(مارکس بر این ویژگی دست نهاده است) و مبارزی مهری ی آمیخته  با شاخه ی هندی است چرا که کیش مهر دارای دو شاخه ی ایرانی-خراسانی و نیز هندی است نخستین مثبت و جنگنده است و کشتن را به ذات خود بد نمی داند و گوسپند قربانی می کند و... دومی دارای مبارزه ای منفی است و گریز از پاره ای خوشی ها و آشتی دوست که البته خراسانیان در برابر بیداد این راه را که گریز از جنگ و خونریزی است نپذیرفته اند و اسلام نیز منشی خراسانی ایرانی مهری دارد. باری سرو و کاج یک گونه و یک نماد اند که ایرانی مهری و نماد آزادگی و نه سودگرایی و آزمندی اند چرا که این درختان و گز که درختان اشویی ی آریایی اند هیچکدام میوه ندارند و هماره سبز و راست قامتند و پایدار و درختان مقدس سامیان چون زیتون و نخل و انجیر دارای سود و بار و بهره است ولی زرتشت برخلاف هر باغبانِ (باغ واژه ای ریشه دار وایرانی است و نباید پارک انگلیسی را گرچه از یک ریشه اند بجای آن بر باغهای مردم،پارک ملت، نهاد) سودگرایی، سرو می کارد و از این روشن تر چه باید بگوید به همه ی آزمندان زندگی تباه کن جذامی ی سرمایه پرست. در نزد ایرانی ها هفت روز هفته هر کدام به نام یک ستاره ی آسمانی از هفت پدران آسمانی خوانده می شده است و از یک شنبه آغاز شده به شنبه می رسیده که مسعود سعد سلمان این هفت روز را به نظم کشیده است:

یکشنبه است و دارد نسبت به آفتاب...

برگرفته از سخنان و سرودهای کتخ مهری در زن نامه یا جان نامه.

 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر ۱۳۸۸ساعت 20:33  توسط هفتواد  | 
  بالا