مهریان خور آسانی
 
 
رمزگشایی اندیشه ایرانی مهری خراسانی
 

مرا خاکی زاده است

که مردانش زادن کودکان را

با آتش تیر جشن می گیرند

از مادرانی که بر کمرگاه داماد و عروس

خنجر و نان می بندند

اسفند شان گلوله و دود تفنگ

خونشان روشن و سرخ

چونان خورشید سپیده دمان

سرودشان ستایش مهر بزرگ بلند

شتران بردباری که کینه  و خشمشان سنگین است

مرگشان چونان درختان کاج هماره سبز

« ایستاده با ریشه های فرو رفته در خاک .»

خاک فردا

گنج و جنگی دیگر را

پاسداشت خون پهلوانان کی آرشی را

من از تخمه ی آرش شیواتیر، پهلو بزرگ خراسانم

بلندای خمیده ی مادرم کمان اوست

بالای بلند من تیر آن

پدرم رهاننده ی بی مرگ

آرزوی پروازی بلند

بر فراز کوههای خاک خرد و ورارود

بی تابم کرده است بی تاب مهریان.

سروده شده در خاک کهن استوا(قوچان) از سرزمین ابیوُردگیوِ گودرز به همراه پیری شاهرودی(رود= پسر و پور، شاهرود=شاپور این خاک نیز تا ری از خراسان مهری ی آرش کیانی است.

 

 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر ۱۳۸۸ساعت 16:54  توسط هفتواد  | 
  بالا