|
مهریان خور آسانی
|
||
|
رمزگشایی اندیشه ایرانی مهری خراسانی |
بر تبارشناسان و پژوهشگران ژرف کاو پوشیده نیست گذشت زمان غبارهای سنگینی بر روی ریشه ها و نامها می ریزد و بیگانگی ها و دشمنی ها را پدید می آورد فردوسی در شاهنامه گوید:
تک روزگار از درازی که هست همی بگذراند سخنها ز دست
در همین شاهنامه واژه های دگرگون شده کم نیست از شمار دهگان دهقان شده و خاور که خوربران و غرب است بجای خورآسان شرق بکار رفته و این گمگشتگی ها در پارسی ی دری یکبار در کودتای قرمطی کشی ی سامانیان با دسیسه ی خلیفه ی بغداد که به از بین رفتن سروده های رودکی و بوشکور و شهید بلخی( مهجور و کور شدن خود رودکی در سال ۳۲۵) انجامید بیشتر شد رودکی خاور را درست و بجای خود بکار برده:
از خراسان می زند طاووس وش سوی خاور می خرامد شاد و کش
و فردوسی در پایان دادن شاهنامه گوید:
نبیند کسی نامه ی پارسی نبشته به ابیات سدبار سی
نه اینکه تا آن زمان دیوان پارسی ی سه هزار بیتی سروده نشده بود بلکه از میان برده بودند در قرمطی ستیزی(قرمط=کارمرد). یک بار دیگر نیز در سال ۴۰۰ به بعد خلیفه ی بغداد به دست ترکان سنی محمود غزنوی قرمطی کشی و ستیزی کرد و دیوانهایی از بین رفت از شمار دیوان کسایی مروزی. پس باید دانست این نبردهای سیاسی و فرهنگی رد پایی بر همه چیز می گذارد یکی از این جنگها میان مهریان و زرتشتیان بوده است اشکانیان و ساسانیان . و از آنجا که برابر کینه ی شتری ی ساسانیان دین بهانه کن خراسانی ستیز تاریخ اشکانی بی شاخ و بن شده پس امروز تنها به نوشته های کهن نباید نگاه کرد و فرهنگ و زبان زنده ی خراسان و ری رمز گشای بسیاری نگفته هاست درباره ی تبار اشکانیان مهری در نوشته های کیوان تهمتن خراسانی چنین آمده است:
باری دو شهر پایه ای اشکانیان پیش از آنکه بسوی خاوران(غرب) روند نامشان ابیوُرد(بابا اُرد) و انیسان بوده و چنین است که انیسان واژه ی درست همان نسا است که در تواریخ اسلامی آمده(آساک را باید از آن گرفته باشند) و انیسان به موجود دوگانه دارای تن و جان یا جان و خرد گویند و زیبا ترین آفریده همین موجود متضاد(دوگانه) انسان است.(نگ به فرهنگ ایران زمین ایرج افشار جلد ۲۴ نوشته ای از عبدالرحمن عمادی آموزگار دیلمی درباره ی انیسان و سرود بوشکور بلخی) از آنجا که زرتشتیان دولتی کینه ی خاصی با مهریان داشتند زیبا ترین نام مهری را به مرده و جسد بی روح دادند که در متون زرتشتی نسا مردار است که پلیدترین چیزها ست اصولا از آنجا که میان زرتشتیان و مهریان دشمنی بوده باید به برخی نامهای بد در فرهنگ زرتشتی بد بین بود از شمار واژه ی کج و کوج و کژ که نام کوز گوژ کوزه و کاسه که به چیز منحنی و ناراست گفته شده. دور نیست که از نام کاج گرفته شده باشد که برای مهریان نامی نیک بوده واژه ی زیبا و پرکاربرد کاش نیز بگونه ی کاج بکار رفته و ای کاش گفتن گونه ی دعا و گفتن خواسته ی درونی برای به حقیقت پیوستن است ای کاش( ای خدا ای کاج) چنین می شد یعنی براستی چنین می شد و یا چنین باد . در قصیده ی غلامرضا صدیق به اخوان چنین آمده
ای کاش(کاج) مشتهای گـــره کـــرده سودی دهند مردم کــــوشا را
ای کاش(کاج) در عمل نکنند این قوم مایـــوس از این قیام برایا را
ای کـــاش(کاج)روزگار کـــند روزی پیـــــدا ز پشت پرده خبــــایا را
از آنجا که درخت مقدس مهریان کاج بوده نیایش آنان با کاج است که خواستشان را به او می گویند چنانکه گویند ای خدا و... خود نخ بستن بر درخت گز وکاج و سرو و بر گرد آنها چرخیدن و(طواف) که هنوز در برخی جاهای خراسان هست و در بیشتر نیایشگاههای امروزی درختان کهن این گونه ای دارای سپند گونگی می باشند. درخت کاج کهن تر از سرو است سرو زرتشتی است و کاج مهری این دو درخت از یک خانواده است و با سرزمینهای سرد آریایی پیوند دارد.
رودکی در یک سرود بجای کج واژه ی اُریب را بکار برده
توانی بر او کاربستن فریب که نادان همه کار بیند اریب
گرچه این سخن را دور از باور بدانند باید مو شکافی کرد مگر نه این است که نام دیو به معنی ی بزرگ بوده و برای برخی مردمان مقدس بوده و پنداری نام دی همان دیو بوده و آغاز سال مهری با دی است بر چپه ی این نیز رخ داده است از شمار واژه ی نیرنگ که برای زرتشتیان بگونه ای ورد و دعای مقدس گفته می شد(چون آیه و حدیث امروزه) و در نزد مهریان با آگاهی از ریاکاری و فریب نیرنگ خوانان زرتشتی دگرگون شده و معنای فریب گرفته است. باری شهر انیسان که بصورت کوتاه نسا تا پیش از مغول و کمی پس از آن پا برجا بود بعدها ویران تر شد و یک نام کهن تر که از آبادی های پیرامونش بود جایش را گرفت و آن اشک آباد بود که عشق آباد کنونی است و اشک کوتاه شده ی کی آرش آرش کی ارشکی ارشک و سپس اشک بوده که معرب آن عشق شود.
وازه ی گز نیز برای شاخه ای از مهریان خراسانی مقدس بوده و درخت گز همچون کاج سپند می باشد چنانکه رستم تیر گز دارد و شگفت آنکه گزیدن و گزند در زرتشتیان نامی اهریمنی و بد می باشد و از ریشه ی گز مهری است.
چنانکه می دانیم انگلیس گرگ در دو سده ی اخیر پاره ای از خراسان بزرگ را جدا کرد و نام برساخته ی افغانستان را بر آن نهاد و کار بجایی رسید که کابلیان وهراتیان پارسی و دیگر مردمان ازبک و ترکمن و هزاره های مهری شدند افغان در حالیکه افغان نام پشتون هاست و مردمان ساده ی امروزی نیز در ایران به همه ی ساکنان آن دیار بگونه ی بیگانه و افغانی نگاه می کنند(در وطن خویش غریب) و این رد پای سیاست بر فرهنگ هاست که باید میهن شناسان خراسانی ایرانی فریب تاریخ و دگرگون کنندگان و دشمنان را نخورند. این پندار که گویش تهرانی بی ریشه و نوین است از ریشه نادرست است و از گمگشتگی های تاریخی ی ایران است آیا این واژه ی کاج در گویش خراسانی ی ری (تهرانی) از کجا آمده است آیا از بیرون وام شده؟ و اگرچه نام ناژو در خراسان مرکزی هست ولی پاره ای جاها از همان دیر و دورها به این درخت کاج می گفته اند و می گویند.
نیز در پاسخ به مهرداد خراسانی ژرف کاو ریشه شناس ارجمند:
نبشته اید واج ش به ج دگر نمی شود و خود در نمونه هایی که از ادب کهن اوردید می بینید همه بجای ای کاش ای کاج گفته اند و امروز ما ای کاش می گوییم و برخی گویشها ای کاج می گویند. کیش مسیحیت در میانه ی فرمانروایی اشکانیان خراسانی پدید آمد و بشدت دارای رنگ مهری است گرچه هم رومیان مسیحی هم ساسانیان زرتشتی مهریان را خوار کرده اند و نادیده گرفته اند. اگر بتوانید سخنان کتخ مهری را در روشنگری های زن(جان) نامه که نبشته ی رایانه ای اش گسیل شده بخوانید و دیدگاه های خود را بفرستید سپاسگذار خواهیم بود.
به کوشش بلاش پیروز و هفتواد.
|
|