|
مهریان خور آسانی
|
||
|
رمزگشایی اندیشه ایرانی مهری خراسانی |
پاسخ به مهردادخراسانی ی ارجمند و دیگر یاران مهری
با درودی سدهزاران بار جاویدان
گمانها بیشتر بر این است که گویش خراسانی و تهرانی با هم بسیار فاصله دارند و این درست نیست تبارشناسی ی گویشهای پهلوانی نشان می دهد مرز خراسان بزرگ از سوی خاوران(غرب) تا اسپاهان کهن بوده است و بدینگونه ری و پیرامون آن از خراسان بشمار می رفته است و می رود قم و کاشان و ری سه شهر هم پیوند با زبان و فرهنگ خراسان بوده و هست پس زبان کنونی تهران که از ری کهن گرفته شده است یکی از زیباترین گویشهای پهلوی در پایان دوران اشکانیان همان آرش کیانیان خراسانی است.
اما چرا و گوش کن اما را:
اشکانیان خراسانی پس از گسترش فرمانروایی خود بسوی خاوران(غرب) ایران به ناگزیر پایتختهایی دور از خراسان برگزیدند و نزدیک ترین خاک خراسان به خاوران ایران همین ری(تهران و پیرامونش) بوده است گرچه گاهشماری ی اشکانیان مهری بدست ساسانیان دین بهانه کن نیرنگباز نادیده گرفته شد و از بین رفت لیکن روشن است که فرجامین شاه اشکانی اُردُوان پنجم و اشک بیست و نهم نشستنگاهش شهر ری بوده است این شاه زیبا سرشت و دوستدار ری و خراسان بزرگ در اثر خیانت یک زن و دسیسه های بزرگان دینی زرتشتی فرمانروایی را به اردشیر زرتشتی موبد شاه واگذار کرده و کشته می شود پس از آن در همه ی دوران ساسانی خراسان بزرگ مورد خشم و کینه قرار می گیرد و زادگاه اشکانیان خراسانی کوبیده و بی شکوه می شود این داستان پایدار می ماند تا آنکه دلیری خراسانی و اشکانی بنام بهرام چوبین بر ساسانیان می شورد و به خسرو پرویز می گوید:
بزرگی مر اشکانیان را سزاست
و
بزرگی من از پارس آرم به ری
او که خود از دیار ری(تهران امروزی) است دوباره کمر به برتری دادن خراسان و کیش و منش مهری خراسانی می بندد و خسرو پرویز را از ایران فراری می دهد سپس خسرو پرویز با دسیسه و نیروی بیرونی (روم) بهرام را به خراسان پس می زند و او را در خراسان ترور می کند و نیز دوباره شهر ری زادگاه خراسانی اشکانی را درهم می کوبد این داستان درست برابر شاهنامه گزارش می شود. در این زمان خراسانیان ناخرسند و دوستدار بهرام چوبین و اشکانیان مهری در پی براندازی ساسانی کوشش فراوان می کنند تا با نیروی تازیان هماهنگ شده و ایران و خراسان را از ساسانیان رها می کنند سپس دربرابر تازیان (چون اسکندر)نیز قد افراشته و منش مهری خراسانی را نگهبانی می کنند و شاهنامه را می آفرینند. امروزه شباهت گویش ری و توس بگونه ایست که باکمی ریز نگری آشکار می گردد در واژه های کلیدی و مصوتهای بلند او که در خراسان با تخفیف بکار می رود مثلا خراسانیان پیرامون توس به نان می گویند نُن و این همان کوتاه شده ی نون است که تهران آن را درست و تمام ادا می کند جان= جُن و تهرانی = جون و دیگر موارد فراوان گرچه ویژگیهای آمیخته شدگی این گویش نادیده گرفته نمی شود ولی روانی و زیبایی این زبان در نوشته های صادق هدایت که نزدیکتر به زبان ری راگا و تهران است ما را بیاد زبان خراسانی می اندازد . کوتاه آنکه ری و پیرامونش از مرز خراسان آرش کیانی است و زبان و فرهنگش نیز خراسانی بوده و گمگشتگی ی امروزین آن برطرف خواهد شد چرا که این خاک مهری و اشکانی است داغ بودن کانونهای شیعی در این خاک(ری و قم و کاشان) با خراسان توس و سبزوار پیوند دارد و به فرهنگ مهریان بر می گردد این سخن سترگ را فراموش نباید کرد:
خراسانیان پیش از اسلام شیعی(مهری) بودند.
به شاهنامه بنگرید یزد گرد در فرار به خراسان می داند خراسانیان از خاندان او ناخرسند هستند و می ترسد از این کار ولی راه دیگری ندارد هرمز پسر انوشیروان گفته بود:
ز راه خراسان بود رنج ما که ویران کند لشکر و گنج ما
خراسان کمان خداوند است چون بر گروهی خشم گیرد از آن بسویشان تیر گشاید.
ری و تهران زادگاه دلیران خراسانی است و کارها خواهد کرد من خود از سرزمین نخستین اشکانیان هستم شهر بابا اُرد(ابیورد=گیو) خراسان کهن( بجنورد شهر بیژن پسر بابا اُرد)
در مثنوی زن نامه ی کیوان تهمتن خراسانی درباره ی چگونگی ی جنگ بهرام چوبین و خسروپرویز و دشمنی ی مهریان و زرتشتیان سخنانی سترگ آمده و در همین تارنما نیز اگر نگاه کنید آن سخن هست. جوینده یابنده است.
کیوان تهمتن خود نخست ری را درسرودی خراسانی خوارکرده بود و سپس با روشن شدن تبار ری راگا شهر خراسان آن را درست کرده و چنین شد:
صبح وطـن به شام غریبــان چسان دهـم دست شهـــم چگونه به پـــای خـسان دهــم
چـون شیرطــوس یارد فردوسی ام کند چون خر به خاوران نه ارز خراسان دهم
در بارگاه شاه رضـــا چــون وطـــن کنم این بس نه جــان بگاه مرگ هــراسان دهم
این آســتان بهشت بـــــود نقــد ای عـزیز آدم صفـت نیـــم کـه رضــوان آسـان دهم
فردوسی است تهمتن جان به تـوس عقل خـاک خــرد ســزد بلــــندی کیــوان دهم
لخت دوم این سروده چنین بود:
چـون شیرطــوس یارد فردوسی ام کند چون خر به ارض ری نه ارز خراسان دهم
|
|