مهریان خور آسانی
 
 
رمزگشایی اندیشه ایرانی مهری خراسانی
 

 

+++++++

سرودي از كتخ مهري ي عليار سربداري در پاسخ به شهريار شهرسنگستان  مهدي اخوان ثالث  اميد مزدشتي

 

اگر آن مرد پر اميّد

همان شهزاده ي آن شهر سنگستان

درون غار پندارش

ز تاريكي و ديواري كه سنگين بود

چونان گوش كر كوران مادرزاد

_ري زادان بدگوهر_

چنان پرسيد و چونانش شنفتاندند

شبي گويي خود آن پير

در خاك خرد، شادان

نگاهي كرد سوي اين دلير پارسترك راد

اين سگشير مهري «كي»

عيّار علي را يار

و آن پرسش طنين انداخت

«بگو آيا مرا ديگر اميد رستگاري نيست؟»

تهمتن مست و مهري

شاد و سرزنده

خروشان چون خروس آن خراساني

_سرشك پير_

و چونان نعره ي آن شيرنر

آن رستم رويين

همان شهنامه گو نرشير

زال سيمرغان مهرآيين

سراينده ي همان رمز بزرگ ما

بلي جان و خرد

آن كهتر و مهتر

بلند و پست

وزير و شاه

جای و گاه

امام نيك و پيغمبر

سخت افزار و نرم افزار

مرد و زن

مهر و ماه

و پود و تار

چنين باري زبان كتخ

به آن پيغمبرفرياد

چو رعد ابرتوفاني

چو رستم رو به كوشاني

رجز بارنده و توفنده پاسخ داد

آري هست

 فسار اسب اصل خويش را بفشار

گران كن آن ركيب و ران

اُميد رستگاري هست

تا امّيد توسي هست

تا كيوان بيوُردي(بجنوردي)وفرياد تهمتن هست

ببري هست و گبري هست

شوخي نيست

خراسان بيشه ي شيران مهري هست

اميد رستگاري هست

تا امّيد ياري هست

ز رستم يادگاري هست

آري هست.

 

سروده شده در گرمگان بيژن ابيوُرد(بیژن پسر بابااُورد=بیژنِ اُرد) خراسان در خانه ي مادري يكشنبه شب رسمي12/8/87 و شب دوشنبه ی مهري تیرروز سیزدهم آبان ماه انجام يافت و گشايشي ايزدي بود.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۸۸ساعت 4:37  توسط هفتواد  | 
  بالا